جمعیت و جنگ؛ با تاکید بر رویکرد جمعیت شناسی سیاسی- تاریخی - دانشگاه مازندران
جمعیت و جنگ؛ با تاکید بر رویکرد جمعیت شناسی سیاسی- تاریخی
- 17 Jun 2026
- کد خبر: 5892070
- 16
یادداشت علمی استاد دانشگاه مازندران با عنوان:
جمعیت و جنگ؛ با تاکید بر رویکرد جمعیت شناسی سیاسی- تاریخی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، با توجه به شرایط خاص ناشی از جنگ و درگیریهای نظامی در خاورمیانه و بهویژه ایران، دکتر یعقوب فروتن استاد جمعیت شناسی اجتماعی دانشگاه، طی یک یادداشت علمی به بررسی مناسبات بین جمعیت و جنگ از منظر جمعیت شناسی سیاسی - تاریخی پرداخته است.
دکتر فروتن استاد جمعیت شناسی اجتماعی دانشگاه مازندران، محقق افتخاری دانشگاه وایکاتو نیوزیلند و دانشگاه غرب سیدنی استرالیا، عضو هیات مدیره انجمن جمعیت شناسی ایران و عضو هیات مدیره انجمن بین المللی جامعه شناسی دین در دانشگاه لیوون بلژیک است که در این مقاله به تشریح ارتباط و درهم تنيدگي مؤلفه های سه گانه "جمعیت، جنگ، قدرت" پرداخته است.
متن کامل این یادداشت را در زیر مشاهده میکنید:
مقدمه
در این نوشتار علمی تلاش کرده ام تا به اختصار و گذرا، به ارتباط و درهم تنيدگي مؤلفه های سه گانه "جمعیت، جنگ، قدرت" بپردازم و با مرور اجمالی تاريخ تحولات جمعيت هاي انساني بر روی کره زمین، برخي از مهمترين تجربه هاي جهاني در خصوص ابعاد و پيامدهاي جمعيت شناختي جنگها را به اختصار ارائه نمايم. علاقمندان می توانند برای مباحث تفصیلی و تکمیلی در این خصوص به منابع انتهای همین نوشتار علمی مراجعه نمایند. به طور کلی باید گفت که اگرچه مطالعه علمي و سيستماتيك جمعيت هاي انساني پديده اي بالنسبه جديد مي باشد که در علم جمعیت شناسی یا دموگرافی انجام می شود، با اينهمه سابقه تاریخی توجه به جمعيت هاي انساني داراي قدمتي بسيار طولاني است كه تا حدودي ناشي از نقش جنگها بود بطوريكه برای امپراتوري ها و قدرت هاي نظامي قديم همچون امپراتوري هاي ايران باستان، چين و روم قدیم، این نکته بسیار ضروری و بااهميت بود که شناخت و برآوردهاي اوليه از حجم جمعيت نظاميان و سربازان خود داشته باشند.
جنگ و سياست جمعيتي
جنگها نقش تعيين كننده اي در سياستهاي جمعيتي ایفا می کنند. امپراتوري هاي بزرگ باستان در راستاي تحكيم امپراتوري و برتري سياسي و نظامي خود اساسا قوانین و سياست های موافق افزايش جمعيت مانند امتيازات مالياتي و تسهيلات ازدواج و فرزندآوری، و نیز محدوديت هايي در زمينه طلاق، محرومیت از ارث برای متاهلان بدون فرزند و غيره را وضع و اجرا می کردند زيرا از نظر آنان جمعيت زياد برابر با ارتش بزرگ بود و آن را وسيله برتري نظامي و سياسي خود می دانستند. پس از جنگ جهاني اول (1914 - 1918)، دولت فرانسه كه متحمل تلفات انساني بيشماري شده بود، بلافاصله سياست جمعيتي جدي را جهت جبران و ترميم تلفات انسانی جنگ از سرگرفت. سياست هاي كمابيش مشابهي براي افزايش جمعيت پس از جنگ جهاني اول توسط هيتلر در آلمان، استالين در شوروي و موسوليني در ايتاليا به اجرا گذاشته شد كه اساسا ريشه در انگيزه هاي نظامي و سياسي داشت. در دوره حكومت استالين در شوروي، پس از پايان جنگ جهاني دوم (1939 – 1945) قانوني به تصويب رسيد كه براساس آن به خانواده هاي داراي 3 فرزند يا بيشتر پاداش مالی داده مي شد و هدف اصلي آن نیز جبران تلفات انساني زيادي بود كه اين كشور بويژه در سالهاي آغازين جنگ جهاني دوم متحمل شده بود.
جنگ و پيامدهاي جمعيتي
جنگها مي توانند تاثيرات گسترده اي بر روي حجم و تعداد جمعیت و ساير ويژگيهاي جمعيت هاي انساني داشته باشند. بدون ترديد، اولين و آشكارترين پيامد جنگ بر روي جمعيت، تاثير مستقيم آن بر حجم و تعداد جمعيت است زيرا تلفات انساني ناشي از جنگها باعث كاهش تعداد جمعيت مي گردد. بديهي است، شدت اين تاثيرگذاري بستگي به ويژگيها و شرايط تخريبي جنگها دارد. بعنوان مثال، ميزان تلفات انساني جنگ اول جهاني (1914 -1918) بيش از 16 ميليون كشته (حدود 10 ميليون نيروی نظامي و 7 ميليون افراد عادي و غيرنظامي) و بيش از 21 ميليون مصدوم و معلول جنگي بوده است. همچنين، در طول جنگ دوم جهاني (1945 – 1939) كه بعنوان بي سابقه ترين جنگ در تاريخ بشر شناخته مي شود، بيش از 70 ميليون نفر افراد نظامي و غير نظامي كشته شدند. همچنین، برآوردهاي جمعیت شناس فرانسوی، جين ـ نوئل بيرابين، نشان مي دهد كه در طول جنگ دوم جهاني ميزان عمومي مرگ ومير در كشور شوروي در سال 1942 برابر با 53 درهزار بود يعني، ساليانه به ازائ هر يک هزار نفر جمعیت کل این کشور، بطور متوسط 53 نفر از بین می رفتند، درحاليكه اين ميزان در سال هاي قبل از جنگ درحدود 18 در هزار بود.
جنگها مي توانند ساخت سني و ترکیب جمعیت مردان و زنان را نیز تحت تاثیر قرار دهند. زیرا معمولا مردان بيش از زنان و افراد ميانسال و جوانان بيش از افراد كم سن و سال و سالخوردگان در ميدان هاي جنگ مشاركت دارند و بيشتر در معرض تلفات جنگي هستند. بعنوان مثال، پس از پايان جنگ دوم جهاني، نتايج سرشماری جمعيت در كشور آلمانغربي نشان داد كه در گروه سني 20 تا 39 ساله، به ازای هر 100 نفر جمعیت زنان بطور متوسط 63 نفر جمعیت مردان وجود داشت. گفتني است كه اين تاثيرات شگرف جنگ بر روي ساخت سني و تركيب جمعیت مردان و زنان مي توانند متعاقبا ساير ويژگي هاي جمعيتي مانند الگوهاي ازدواج، تجرد قطعي، فرزندآوری، اشتغال و ... را نيز بطور قابل ملاحظه اي تحت تاثير قرار دهند. لازم به ذكر است كه اينگونه موارد معمولا در شرايطي مصداق مي يابند كه تلفات انساني ناشی از جنگ عمدتا منحصر به ميدانهاي جنگي باشند زيرا در شرايطي كه آتش جنگ، مردم عادي و غير نظامي در خانه ها و محل كسب و كار آنان در شهرها و روستاها را نيز در برمي گيرد، آنگاه این تفاوتهاي سني و ... جمعيت ناشي از وقوع جنگها لزوما چندان برجسته نخواهند بود.
مهاجرت نيز از پيامدهاي جمعيتي جنگها است كه معمولا بصورت ناخواسته و اجباري، تبعيد و آوارگی و پناهندگي هاي سياسي و نژادي و مذهبي مي باشد. همچنين، بايد درنظر داشت كه اينگونه مهاجرتهاي جنگي علاوه بر تاثيراتي كه بر وضعيت فردي و زندگي خانوادگي مهاجران دارند، ويژگيهاي جمعيتي كشورهاي مهاجرفرست و مهاجرپذيرهمچون رشد جمعيت، وضعيت بهداشت و مرگ و مير، الگوهاي اشتغال و ازدواج و باروری را نيز تحت تاثير قرار مي دهند. بعنوان مثال، در فاصله سالهای 1355 تا 1365 كشور ايران رشد جمعيت بي سابقه اي را تجربه كرد كه بخش قابل ملاحظه اي از اين رشد جمعيت ناشي از مهاجرت آوارگان افغاني طي جنگهاي داخلي افغانستان و معاودان عراقي طي جنگهاي ايران و عراق بوده است. مثال دیگر اینکه، نسبت قابل توجهي از جمعيت مسلمانان اروپا و استراليا را مهاجران و پناهندگانی تشكيل مي دهند كه تحت تاثير جنگهايي همچون جنگ سوریه، جنگ بوسني و هرزه گوين و جنگهاي داخلي در لبنان با اسرائيل به ویژه در دهه 1970 بعنوان پناهندگان و آوارگان جنگی اقدام به مهاجرت کردند.
علاوه براین، نبايد از تاثيرات غير مستقيم جنگها بر روي جمعيت غافل بود. رولان پرسا جمعيت شناس برجسته فرانسوي، بی نظمي ها و نابسامانی های اجتماعی را يكي از سه عامل اصلي پایین بودن رشد جمعیت جهان در دوره های گذشته می داند. به عقیده وي، جنگها يكي از عوامل مهم اين بي نظمي ها و نابسامانی های اجتماعی بودند و به نمونه هايي همچون جنگها و حملات چنگيزخان مغول و قبايل ژرمن اشاره مي كند كه تلفات انساني بيشماري را برجاي نهادند. در واقع، تاثيرات غير مستقيم جنگ بر روي جمعيت ناشي از آشفتگي و هرج و مرج هایی است كه قتل و كشتارها بر سازمان اجتماعي مناطق جنگ زده تحميل مي كنند و باعث تشديد دامنه و عمق فجايع انساني جنگها مي شوند.
مطالعات جمعيت شناسان تاريخي نشان مي دهد كه مخصوصا در دوران قديم، بدنبال وقوع جنگها و خونريزيها، مناطق جنگزده در محاصره حجم گسترده اي از بيماريهاي مسری بويژه طاعون و تيفوس قرار مي گرفتند كه در بعضي موارد تلفات انساني آنها بمراتب بيشتر از تلفات مستقيم جنگها بود. همچنين، در جريان جنگ دوم جهانی، زماني كه ارتش آلمان هيتلري شهر جنگزده لنينگراد شوروي را به محاصره درآورد، حدود يك سوم جمعيت 3 ميليون نفري اين شهر در زمستان 1941 از شدت سرما و گرسنگي از بين رفتند.
جنگ و نظريه هاي جمعيتي
جنگ به شيوه هاي گوناگون در آراء و انديشه هاي صاحبنظران جمعیتی و اندیشمندان اجتماعی مطرح شده است. به عنوان نمونه، متفكر برجسته مسلمان، ابن خلدون (1332 - 1406) در نظريه عصبیت و تغييرات دوره اي، جمعيت را بعنوان مهمترين وسيله براي تامين و تضمين امنيت سياسي و نظامي و مصون بودن در برابر تهاجمات و جنگها مي داند بدین معناکه در دوره های گذشته، در شرايط شكوفايي و رونق جوامع معمولا تعداد جمعيت آنها نیز افزايش مي یافت، درحاليكه تنزل و فروپاشي تمدنها به كاهش جمعيت منجر مي گرديد. جامعه شناس مشهور فرانسوي امیل دورکیم نيز در تئوري تقسيم كار اجتماعي به موضوع جنگ و كشتار بعنوان پيامدهای محتمل فشار جمعيتي اشاره مي كند. به عقیده وی، در شرايطي كه جمعيت هاي انساني رو به افزايش مي گذارد، رشد جمعيت از توسعه ابزار معيشت پيشي مي گيرد و بدين ترتيب، زمينه مناسبي براي تنازع بقا فراهم مي آيد. وی بر این باور بود که انسانها در چنين شرايطي دو راه در پيش خواهند داشت: يكي آنكه، براي دست يافتن به ابزار و وسايل محدود معيشت به جنگ و کشتار يكديگر مبادرت ورزند. راه ديگر آن است كه اين فشار جمعيتي باعث مي شود كه انسانها تلاش بيشتري كنند تا مبتکرانه شيوه هاي جدیدتر و بهتري براي بقا و افزايش بهره وري پيدا كنند. علاوه براین، نگراني هاي مربوط به بروز جنگ و كشتارهاي انساني در انديشه هاي جمعيتي توماس رابرت مالتوس (1766-1834) نيز مطرح شده است. بطور خلاصه، این اندیشمند جمعیتی و کشیش بریتانیایی معتقد بود كه رشد منابع غذايي بسيار بطئي و كند (بصورت تصاعد حسابي) است در حاليكه رشد جمعيت بسيار تند و شتابان (بصورت تصاعد هندسي) مي باشد. بعقیده وي، تداوم اين روند نامتعادل و عدم چاره انديشي سبب مي گردد تا جامعه بشري با تهديدهاي جدي شامل وقوع جنگها و خونريزيها، قحطي و گرسنگي و بيماری هاي واگيردار و ... مواجه می شود که در نهایت منجر به افزايش مرگ و مير و كاهش جمعيت مي گردند.
جمعبندی پایانی
بطور خلاصه می توان گفت که در دوران گذشته، امپراطوریها و قدرتها و دولتهاي بزرگ جهان در راستاي تحقق برنامه هاي ملي و بين المللي خويش عمدتا سياستهاي موافق افزايش جمعيت را در پيش مي گرفتند و معمولا يكي از متداولترين اقدامات تشويقي آنها برای افزايش جمعيت، امتيازات و پاداشهای نظامي مانند معافيت از خدمت نظامي سربازي در كنار امتیازات و پاداشهای اقتصادی مانند معافيت از پرداخت مالیات براي مردان خانواده هاي پراولاد بود. در دوران جدید، مناسبات جنگ و جمعيت در نظريههاي جديد جمعيت شناسان و اندیشمندان مطالعات جمعیتی بيش از آنكه منحصرا و لزوما در چارچوب های کلاسیک و سنتی پیشین يعني افزایش انبوهی جمعيت بمنظور برخورداري از سربازان و نيروهاي نظامي پرتعداد محدود گردد (که در اصطلاح عامه مردم از آن تحت عنوان "سیاهی لشکر" یاد می شود)، عمدتا معطوف به قلمروی پایدار و جامعتر است كه اولا به كيفيت جمعيت بيش از كميت آن توجه مي شود، ثانیا جنگ در مفهوم عام تري تحت عنوان "قدرت" اعم از قدرت اقتصادی، اجتماعی، علمی، سیاسی، نظامی، تکنولوژیک و ... در عرصه هاي ملي و منطقه ای و بين المللي مطرح مي شود. نکته قابل تامل این است که چنین رویکرد سازنده و واقع بینانه در کهن دیار عزیزمان ایران دارای قدمتی طولانی است که به روشنی در ادبیات غنی پارسی ما تبلور و انعکاس یافته است و به عنوان نمونه می توان به این بیت زیبا از اشعار شاهنامه فردوسی بزرگ اشاره کرد:
اگر صد هزارند و ما صد سوار / فزونی لشکر نیاید به کار
در پایان، جنگها مي توانند تعداد جمعيت، ساخت سني و تركيب جمعيت مردان و زنان را نيز كمابيش تحت تاثير قرار دهند. اين تاثيرات مي توانند متعاقبا در ساير ويژگيهاي جمعيتي نظير الگوهاي ازدواج، فرزندآوری، اشتغال و مهاجرت و ... نيز انعكاس يابند که در این نوشتار علمی به اختصار و گذرا به برخی از آنها اشاراتی شد و بحث و بررسی تفصیلی و تکمیلی آنها نیز در منابع زیر آمده است.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
- کتاب "جمعیت شناسی سیاسی: نقش تغییرات جمعیتی در سیاست ملی و امنیت بین المللی"، نوشته: گولدستون، جک و همکاران، ترجمه: فروتن، یعقوب، تهران، انتشارات مؤسسه تحقیقات جمعیت وزارت علوم، چاپ اول (1395).
- کتاب "جمعیت شناسی ایران"، تألیف: فروتن، یعقوب، بابلسر: انتشارات دانشگاه مازندران، چاپ اول (1401).
- مقاله "جمعیت، جنگ و قدرت: تجربه های جهانی و ایرانی" نوشته فروتن، یعقوب (1390)، فصلنامه جمعیت، شماره 75 و 76. صفحات 1-20
روابط عمومی دانشگاه مازندران