چاپ        ارسال به دوست

مصاحبه با دانشجویان آلمانی شاغل به تحصیل در دانشگاه مازندران؛ لوکاس سیچا و الکساندر مولر

لطفا خودتون رو معرفی کنید.

سلام. لوکاس هستم. دانشجوی رشته ی جغرافیا از دانشگاه گیسن، و ترم خارجه ی کارشناسی ارشدم را در دانشگاه مازندران میخوانیم.

سلام الکساندر هستم. یا کوتاهش همون الکس. من هم دانشجوی رشته ی جغرافیا از دانشگاه گیسن هستم. و این ترم هم ترم خارجه ی کارشناسی ارشد من است.

آیا در دانشگاه مازندران با بورسیه ایی از طرف کشور خودتان درس میخوانید؟

لوکاس: نه هزینه ی ما با خودمان است.

چه چیزی باعث شد انتخاب کنید که در خارج از کشور درس بخوانید؟ چگونه ایران را انتخاب کردید؟

الکس: در ابتدا باید بگویم که ما میبایستی حتما یک ترم را در خارج از کشور سپری کنیم.

لوکاس: بله ولی ایران را انتخاب کردیم چون این کشور را کامل نمی شناختیم و از آنجایی که من از قبل در این مناطق حضور داشته ام و علاقه ی خاصی پیدا کردم فکر کردم ایده ی جالبیست که اینجا باشم.

الکس: دکتر میرزایی از ما پرسید که آیا دوست داریم که به اینجا بیاییم و ما هم موافقت کردیم.

لوکاس: و کریستین دانشجوی پارسال هم نقشی اساسی روی تصمیم ما داشت.

چند وقت می شود که در ایران هستید؟

ما تا الان دو ماه می شود که در ایرانیم و برای چهار هفته و نیم دیگر می مانیم. در "فبریه" آمدیم و تا آخر "می" میمانیم. پس حدودا سه ماه اینجا هستیم.

دوست پیدا کردن در ایران آسان بود؟

لوکاس: در واقع خیلی آسان! راستش از لحظه ایی که هواپیما را ترک کردیم این حس را داشتم که ما می توانیم در همه جای ایران دوست پیدا کنیم. تجربه ی فوق العاده ایی بود.

مردمانی که با آن ها آشنا می شوید انگلیسی بلدند؟

لوکاس: بیشتر مردم بلدند و ما هم مثل همیشه با آن ها ارتباط برقرار می کنیم. ولی در بدترین حالت که همدیگر را نمیفهمیم از دست هایمان استفاده میکنیم!

الکس: و جواب هم میدهد. وقتی که به خرید می رویم و فروشنده را میبینیم، می توانیم با او ارتباط برقرار کنیم بدون آن که زبان هم را بفهمیم! آن ها می فهمند منظور ما چیست و ما هم منظور آن ها را می فهمیم.

مدرک لیسانس خود را از چه دانشگاهی گرفتید؟

لوکاس: هر دوی ما در دانشگاه گیسن آلمان مدرک گرفتیم.

بیشتر از همه دلتنگ چه چیزی از کشور خودتان هستید؟

لوکاس: راستش زیادی دلتنگ نیستم!

دلتنگ خانواده یا دوستان چطور؟

الکس: البته ولی...

لوکاس: آن قدر هم بد نیست چون می توانیم هر موقع که خواستیم به خانه زنگ بزنیم و بد نیست که مدتی از خانه دور باشیم. زیاد دلتنگ نیستم. همین دیروز وقتی در شهر قدم می زدیم با آن ها حرف زدم. اینجا مثل خانه است تا الان دلتنگ نشده ام.

بزرگترین چالش آکادمیک برای شما در اینجا چه بود؟

لوکاس: کاری که در اینجا انجام می دهیم با کاری که در آلمان انجام می دادیم تفاوت چندانی ندارد. باید خودت را برای کلاس ها آماده کنی پس مشکلی نیست. شاید تفاوت زبانی یک چالش باشد. که می توانیم خودمان را در آن تقویت کنیم.

بزرگترین تفاوتی که بین تجربه ی دانشجویی در اینجا و تجربه ی دانشجویی در کشور خودتان می بینید چیست؟

لوکاس: راستش تفاوت زیادی نمی بینم. ولی در آلمان ما چیزی به اسم تکالیف نداریم. ما باید برای آمادگی در کلاس از پیش مطالعه داشته باشیم ولی تکالیف یا امتحان نداریم. به جای میان ترم ها فقط یک امتحان در پایان ترم داریم.

چه چیزی را بیشتر/کمتر از همه در مورد ایران دوست دارید؟

الکس: من مردم را بیشتر از همه چیز دوست دارم. خوش قلب و دوستانه هستند.

لوکاس: کمتر از همه ترافیک! ما به این مقدار ترافیک عادت نداریم. (می خندد) در آلمان مردم به قوانین رانندگی احترام می گذارند. ولی بهشان عادت میکنی.

چه چیزی باعث شد دانشگاه مازندران را انتخاب کنید؟

لوکاس: ارتباطمان با استاد میرزایی و کریستین باعث شد این دانشگاه را انتخاب کنیم.

آیا از دانشگاه مازندران اطلاعاتی قبلی داشتید؟

لوکاس: نه زیاد.

الکس: رشته ی جغرافیا در اینجا با رشته ی جغرافیا در آلمان اندکی تفاوت دارد. اینجا رشته ی جغرافیا اندکی گرایشات بیشتر دارد. البته در دانشگاه ما نیز همینطور است ولی ما باید تمام مباحث را یاد بگیریم. برای مثال در رشته ی جغرافیای انسانی میبایست مباحث اقلیم شناسی و زمین شناسی را نیز بیاموزیم.

قبل از آمدن به اینجا اطلاعاتی قبلی از ایران، مازندران یا فرهنگ ایرانیان داشتید؟

لوکاس: من چندید مقاله درباره ی ایران نوشتم و مدت زیادی علاقه مند بودم. از وقتی که به سوریه رفتم و اطراف این منطقه سفر کردم، شروع به خواندن هر چیز مربوطه به این منطقه کردم، از مراکش گرفته تا اندونزی. هر چیزی که دستم به آن می رسید را می خواندم تا دانشم نسبت به این مناطق را افزایش بدم.

الکس: ما چند تا مقاله نوشتیم و در اینترنت جست و جو کردیم. از چندین کلاسی که داشتم تجربه ای در مورد سیستم سیاسی ایران داشتم. اما این کشور را به خوبی نمی شناختم و نمی دانستم از شمال تا جنوب آن چقدر متفاوت است.

آیا فرصت این را داشتید که جاذبه های گردشگری ایران را ببینید؟

لوکاس: اگر منظورتان اصفهان یا شیراز است، خیر. ولی وقتی به ایران رسیدیم همراه با دانشجویان دیگر به سفری 10 روزه ی دور تا دور ایران رفتیم. به چابهار در جنوب شرقی و به جزیره ی کیش. بیشتر از همه مناظر و زیبایی های طبیعی کشور را دیدیم. ما همینطور به یزد، جزیره ی قشم و بم هم رفتیم.

به نظر شما، آیا امکانات آموزشی و رفاهی توسط دانشگاه مازندران مناسب دانشجویان بین المللی است؟ برای ایجاد جایگاه بهتر برای دانشجویان بین المللی چه تغییراتی باید انجام شود؟

لوکاس: کاملا. هیچ حس غریبی نسبت به درست خواندن در اینجا ندارم و همه چیز خوب است. اما شاید برگزاری دروس آموزش زبان برای دانش آموزان خارجی آینده فکر خوبی باشد.

انظر شما درباره ی استادان دانشگاه مازندران چیست؟

 الکس: استادان لایقی هستند.

لوکاس: بله قطعا، آنها بسیار دقیق، اما بسیار عادلانه رفتار میکنند. سخت گیر هستند. و شما می توانید از آنها چیز های بسیاری یاد بگیرید..

آیا به دانش آموزان دیگر پیشنهاد می دهید که در دانشگاه مازندران درس بخوانند؟

 الکس: از قبل پیشنهاد دادیم!

لوکاس: و آن ها را تشویق میکنیم که به ایران بیایند و حتی دانشگاه های دیگر را هم در نظر بگیرند. تا همه ی موقعیت ها را در نظر داشته باشند. بله حتما.
 

با سپاس فراوان از شما. از طرف دکتر عزیزی، مدیر دفتر همکاری های بین المللی نیز از شما سپاسگزاریم که زمان تان را با مصاحبه با ما سپری کردید و امیدواریم در دانشگاه مازندران اقامت بسیار خوبی داشته باشید.

مصاحبه فوق توسط کارکنان دفتر همکاری های بین المللی خانم زهرا مومنی و آقای نوید رفاه نیا انجام شد.

 

 


١١:١١ - 1397/02/23    /    شماره : ١٦٩٦٧    /    تعداد نمایش : ٣٢٧